|
|
|
اطلاعات سایت نشان میدهد که شما هنوز عضو نشده اید و یا هنوز به سایت وارد نشده اید. برای استفاده از تمامی امکانات باید در سایت ثبت نام و سپس وارد حساب خود شوید. |
| راننده تاکسی زمان کنونی: ۳۱-۲-۱۳۹۱, ۰۷:۱۹ صبح |
||||||||
|
|
|
راننده تاکسی
|
|
۲۶-۹-۱۳۹۰, ۰۷:۴۹ عصر
|
|||
|
|||
|
راننده تاکسی
مسافر تاکسی آهسته روی شونهی راننده زد چون میخواست ازش یه سوال بپرسه
راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس از جدول کنار خیابون رفت بالا نزدیک بود که چپ کنه اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد ، سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن، من رو تا سر حد مرگ ترسوندی! مسافر عذرخواهی کرد و گفت: من نمیدونستم که یه ضربهی کوچولو آنقدر تو رو میترسونه راننده جواب داد: واقعآ تقصیر تو نیست، امروز اولین روزیه که به عنوان یه رانندهی تاکسی دارم کار میکنم، آخه من 25 سال رانندهی ماشین جنازه کش بودم…!
این همه خونی که دنیا بردل ما می کند
جای ما هرکس که باشد ترک دنیا می کند هر زمان گویم که فردا ترک دنیا می کنم چونکه فردا می رسد امروز و فردا می کنم |
|||
|
تبليغات:
|
||||||
|
|
|
|

مشاهده نسخه قابل چاپ
ارسال این موضوع به یک دوست
نمایش آخرین ارسال این موضوع
اهدای بیشترین امتیاز به این موضوع
مشترک شدن در این موضوع




