|
|
|
اطلاعات سایت نشان میدهد که شما هنوز عضو نشده اید و یا هنوز به سایت وارد نشده اید. برای استفاده از تمامی امکانات باید در سایت ثبت نام و سپس وارد حساب خود شوید. |
| طنز : یک روز از زندگی مورینیو و گواردیولا زمان کنونی: ۳-۳-۱۳۹۱, ۰۷:۲۸ عصر |
||||||||
|
|
|
طنز : یک روز از زندگی مورینیو و گواردیولا
|
|
۲۱-۶-۱۳۹۰, ۱۱:۴۵ صبح
|
|||
|
|||
|
طنز : یک روز از زندگی مورینیو و گواردیولا
مرجع خبري رئال مادريد : نمسیو ، یکی از هواداران خوش ذوق رئال مادرید ، با لحن طنز آلود در صفحه توئیترش ، مسئله چهره ای که مطبوعات کاتالونیا و مادرید به گواردیولا و مورینیو ، مربیان رئال و بارسا ساخته اند ، را مورد سخره قرار داده است .
یک روز از زندگی خوزه مورینیو 5:30 : با شماره ناشناس به خانه پدرو لئون زنگ می زند تا او را از خواب بپراند . 7:00 : صبحانه مختصری می خورد و نرمش های مختصری انجام می دهد تا این تکنیک که چطور یک پایش را بالای دیگری بگذارد را تقویت کند . 8:30 : با شهردار محله اش دیدار می کند تا از او بخواهد که دیواره های فعلی را کنار بیاندازد و جایش را با نمونه پرتغالی که خورخه مندس پیشنهاد داده ، پر کند . 9:15 : به والدبباس می رود . دنبال دو پسر بچه می کند اما یک پیرزن فرار می کند . به خود قول می دهد که فردا بتواند جفتشان را بگیرد . 10:00 : از طریق یک لوح قدیمی با ارواح هیتلر ، بن لادن و گاو نری که مانولته را کشت ، دیدار می کند تا با هم تجربیات جدید را سهیم باشند . 12:00 : جلسات تمرینی با حضور پسرش آغاز می شود . در طول 15 دقیقه ی آغازین که مطبوعات حق دیدن تمرینات را دارند ، انتظار دارد که بازیکنانش لبخند بزنند . 12:15 : بستن درهای تمرینات شامل یک آتش بازی واقعی است . دقایق آخر به این اختصاص داده می شود که بازیکنان یاد بگیرند که چطور جنگ ها را شروع کنند . 13:30 : بازیکنان در حالی به رختکن می روند که هزار بار با هم می گویند :" مورینیو ، بهترین است ، مورینیو تنها کسی است که ما را دوست دارد ." 14:00 : پلیس ، یک تماس ناشناس دریافت می کند که به آنها می گوید که پدرو لئون خیلی خطرناک است چرا که یک موادفروش قهار است . 14:15 : ناهار مختصر را صرف می کند . 14:30 : جلسه تمرینی ویدئویی برگزار می شود . موضوع امروز :"یادگیری نحوه شکنجه زندانیان ابو غریب " یا "در گوانتامو چطور با خبرنگاران رفتار کنیم " 17:00 : در راه خانه ، پلیس راهنمایی و رانندگی او را متوقف و جریمه می کند . فریاد می زند که فقط با مدیرشان صحبت می کند ، نه مامور ها . 18:00 : پس از سیلی زدن به پسرش به این خاطر که به دوستش ، خورخه به جای پدرش توجه کرده است ، تصمیم می گیرد که برای خرید به هیپرکور برود . 18:15 : روی زانوهای در راهرویی در هیپرکور می نشیند و شروه به فریاد و گری مه می کند چرا که ردبولز های که با طعم میوه محبوبش باشند ، تمام شده اند . 18:55 : هیپرکور را ترک می کند . پول خریدها را با کارت اعتباری که از پدرو لئون دزدیده است ، می پردازد . 20:00 : با همسرش ، درگیری شدیدی پیدا می کند چرا که می فهمد پسرش ، بدون اجازه او شام خورده است . 21:00 : به فلورنتینو زنگ می زند تا سفارشات را برای فردا بدهد و انتظار دهد که نام برنابئو به "مورینیوی کبیر " تغییر پیدا کند . 22:30 : در حال خواندن کتاب " قصاب میلوائوکی ، یک قهرمان سوء تفاهمی " به تخت خواب می رود . 02:30 : با یک شماره ناشناس به همسر پدرو لئون زنگ می زند و وانمود می کند که یکی از معشوقه های شوهرش است . یک روز از زندگی پپ گواردیولا 06:00 : مثل هر روز صبح ، یک فرشته روی پنجره اش حاضر می شود تا با خواندن سرود “Muntanyes regalade " (یک ترانه محلی کاتالانی) ، همان طور که پپ به او یاد داده ، بیدارش کند . 6:15 : پپ که با فکر مردم بیچاره و فقیر خوابیده است ، بلند می شود و عکسهای گامبر ، کرویف و کاسانوا را بوسه می زند . 07:00 : صبحانه را برای خانواده اش و پرورشگاه ال راوال با محصولاتی که در باغچه خانه اش پرورش داده است ، آماده می کند . 07:45 : در حالی که حرکات پرشی را انجام می دهد ، یک گربه را از روی درخت نجات می کند و به یک شهروند سالخورده کمک می کند که از خیابان رد شود ، در حالی که گلها را هم آبیاری می کند . 08:30 : پس از دوش گرفتن ، دخترانش را (ماسکه و کیتا نه ، بقیه) به مدرسه می برد . 09:30 : در راه خانه به دالای لاما زنگ می زند تا با هم به طور روزانه صحبت کنند . سپس ، ویترین خود را تمیز می کند . 11:45 : راهی تمرینات می شود . می تواند با راننده شخصی خود برود اما آن قدر متواضع است که می خواهد با ماشینی مثل تمام افراد دیگر برود . 12:00 : در باجه خودپرداز توقف می کند تا پول بگیرد و می بیند که دزد به بانک زده است . با سارق صحبت می کند و به او توصیه می کند که قید این کار را بزند و در سابادی ، حساب باز کند (بانکی که پپ ، تبلیغش را می کند) . 12:30 : تمرین با خوبی و خوشی برگزار می شود . خانواده های بازیکنان و خبرنگاران ، سکوها را پر کرده اند . 13:45 : وقتی تمرین تمام می شود ، یک پماد چشم به عنوان هدیه به تیتو ویلانوا می دهد و خودش هم شخصا بخیه می زند . خبرنگاران او را به طور احساسی تشویق می کنند . 14:30 : زمان ناهار است که کل بارسلونا و کارمندانش و بازیکنان ، دعوت هستند . پپ خودش ، غذا درست می کند و استکان ها را پر می کند . 16:00 : به بوسکتز پیشنهاد می دهد تا به مقر نژاد پرست ها برود و مسی را هم در راه خانه اش به گفتار درمانی می برد . 16:45 : از ترافیک استفاده می کند تا جدول حل کند و با خود اپرایی با اشعار ماندلستام که شخصا ترجمه کرده را زمزمه می کند . 18:00 : می فهمد که تنها برنده لوتاری میلیون یورویی است و تصمیم می گیرد که 160 میلیون یورویی که برده را تقدیم سازمان خیریه NGO کند . 18:15 : پس از کمک به دخترانش (باز هم ماسکه و کیتا نه ، بفیه) تا تکالیف درسی خود را حل کنند ، به لانه سگ خود می برود تا به حیواناتش سر بزند . 21:00 : خانواده با هم شام می خورند که مثل همیشه ، مهاجران غیر قانونی هم دعوت هستند . به آنها کمک می کند تا بتوانند کار قانونی پیدا کنند . 22:15 : به آنتونیو میرو (یک طراح مد اسپانیایی) ایمیل می فرستد با این مضمون که طرح بهار - تابستان بعدی خود برای رانندگان اتوبوس را مشخص کند . 22:30 : با اوباما ، مرکل و جرج سوروس ، ویدئو کنفرانس برگزار می کند تا در مورد بحران ، به آنها توصیه هایی داشته باشد . 23:55 : به بتکاوه می رود تا ببیند که آیا مردم فقیر شهر نیازی به کمک دارند یا نه چرا که به قول خودش ، شیاطین هیچ وقت استراحت نمی کنند . ![]() منتظر من در زمین های فوتبال باشید... |
|||
|
تبليغات:
|
||||||
|
|
|
|
| موضوع های مرتبط با این موضوع... | |||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | بازدید: | آخرین ارسال | |
| مورینیو می خواهد زیدان را کل فصل روی نیمکت بنشاند | specialone | 0 | 236 |
۲-۵-۱۳۹۰ ۰۳:۵۵ عصر آخرین ارسال: specialone |
|
| مورینیو :" این تیمی برای 10 سال آینده است " | specialone | 0 | 190 |
۲-۵-۱۳۹۰ ۰۳:۵۴ عصر آخرین ارسال: specialone |
|

مشاهده نسخه قابل چاپ
ارسال این موضوع به یک دوست
نمایش آخرین ارسال این موضوع
اهدای بیشترین امتیاز به این موضوع
مشترک شدن در این موضوع


![[تصویر: 84087373708980429506.jpg]](http://up6.iranblog.com/images/84087373708980429506.jpg)


